آیسک https://ayask.ir/forum/ |
|
شعری در وصف امیر المومنین https://ayask.ir/forum/viewtopic.php?f=15&t=902 |
صفحه 1 از 1 |
نویسنده: | ayask [ 23 94 شهریور 01:49 ] |
عنوان پست: | شعری در وصف امیر المومنین |
بامداد از امر یزدان باز شد چشمم زخواب****************ابررا دیدم به جای آب میبارد گلاب اززمین تا آسمان افرشتگان افراشتن********************پرچم نصرُمن الله آیت حسن الماب آسمان شنگر فگون گردیدماتابرنشست*****************بادرفش کاویان بر رخش گردون آفتاب روز پیروزی تو گویی بردمید ازنیم روز***************کز نهیبش تیره شب بگریخت چون افراسیاب درسما کیوان به سان خسروان برسر کلاه*************سنبل ناهیدچون دوشیزگان پرپیچ وتاب از زمین هر سو صدای شادباش ازمرد وزن**************لعل خندان پای کوبان کام کارد کامیاب ازسروش غیب پرسیدم که این هنگامه کیست *************تهنیت آغاز کرد آنگاه فرمودم جواب بوالعجب چون سیزده بگذشت از ماه رجب****************آیتی رخ داد کاندر مکه افتاد انقلاب فاطمه بنت اسد فرزند هاشم آنکه بود*****************زاده ی عبد مناف ابن قضین ابن کلاب همسر پاک ابوطالب که اندر شرق وغرب**************او خود علیاجاه بود وشوهرش عالیجناب روبروی کعبه برپا خواست آن مشکوه نور****************حامل مصباحُ المصباح تا یوم الحساب با تفرغ گفت یا رب حرمت جدم خلیل******************آنکه بانامش دعا البته گردد مستجاب حق فرزندم که دانم آیت کبرای توست******************مرحمت فرما خدایا وارهانم زاضطراب ناگهان دیواررابشکافت رب البیت وگفت***************هین بفرماازره نزدیک چون دور است باب ذات پاک لامکان را خانه ای در کارنیست*****************از ازل این خانه را بهر تو کردم انتخاب حامل اسرار مایی باش هم مهمان ما****************قوت صدیقان وپاکان برتر است از نان وآب شیر حق را شیر از پستان حق باید مکید*****************نکته شد باریک گو الله اعلم بالصواب سر حق سر بسته ماند ازاین جهت در بسته ماند********روز چهارم مرد وزن را رفت از دل صبر وتاب ناگهان حق خانه را بشکافت مانند صدف****************کزدهان آرد برون بر مردمان دری شتاب ماهی اندر دامن خورشد دیدند آشکار*******************جمع در یکجا که دیده آفتاب و ماهتاب شادمان اورا ابوطالب چو جان در بر گرفت*************گاه چشم روشنش بوسید گاهی لعل ناب وحی شد از حق که این نور جلی نامش علیست ********چون به ذات عالی الاعلاش باشد انتساب بی درنگ اورا ابوطالب به پیغمبر سپرد********************رمز توحید ونبوت را کزاین معنا بیاب مصطفا یش در بغل بگرفت و رویش بوسه داد************چشم بر روی محمد باز کرد آن مستطاب گه برسم کودکان انگشت ابهامش مکید*************گه مکیدش از زبان چون عاشقان شیر لعاب یعنی ار ابهام در شرعت حلالش علیست**************وز زبان من سخن می گوید از عین صواب ای شهنشاه نجف ای معدن عز وشرف ****************پرده دار من عرف ای شافع یوم الحساب خالق الاشیاءدر قرآن چنین فرموده است****************عرش بر آب، حیاه جمله ی اشیاءبه آب جرعه نوشان لبت این نکته خوش دریافتند*************در صراط حق علی آب است و غیر او سراب اصل مردم آدم است و خلق آدم از تراب***************جان فدای آن لب شیرین که خواندت بو تراب در دبستان تو خواند ادریس درس معرفت **************هم سفینه نوحی و هم نوح را مالک رقاب باوجودت میشود آتش گلستان برخلیل******************وز جنابت میرسد داود را فصل الخطاب چون سلیمان نام نامیت کند نقش نگین ***************اسم اعظم آصفش میداند از علم الکتاب پرتوی از نورت ار بر وادی ایمن فتد********************میدود موسی به درگاهت به امید شهاب روح قدسی را چو شاگرد تو بر مریم دمد*****************گوید عیسی انی عبدالله آنی الکتاب صحن و ایوان تو را خیل ملک جارو کشن****************خیمه جاه تو را گیسوی حورالعین طناب جرعه نوش علم سلمان تو لقمان حکیم*****************قنبرت را میرسد تا عذب فرماید عذاب داستان گیو وگودرز و تهمتن کهنه گشت****************مالکت چون خشمگین آورد پا اندر رکاب هر که از فرهنگ اولاد علی فرهنگ یافت************بر جهانی رحمتش ریزش کند همچون سحاب شهر آیسک ازولایت رشک جنات ارم*******************دردو عالم مردمش آزاد از رنج وعذاب |
نویسنده: | shivanno18 [ 20 96 تیر 13:36 ] |
عنوان پست: | Re: شعری در وصف امیر المومنین |
ممنونم خیلی زیبا بودش. |
صفحه 1 از 1 | همه زمان ها بر اساس UTC + 3:30 ساعت [ DST ] تنظیم شده اند |
Powered by phpBB® Forum Software © phpBB Group http://www.phpbb.com/ |